<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-9969012</id><updated>2011-04-21T17:17:26.411-07:00</updated><title type='text'>گاهنامه‌سرو/برگ‌ نخست</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://sarvv-page1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9969012/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarvv-page1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>writer"s group</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02585092339595622358</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.calcione.com/img/0cabreo/cypress.jpeg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>2</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9969012.post-111245283927519984</id><published>2005-04-22T00:01:00.000-07:00</published><updated>2005-04-22T02:29:05.763-07:00</updated><title type='text'>با يك‌ماه تاخير!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;درود.می‌خواستيم آمدن بهار را گاه آغاز اين گاهنامه کنيم که چون هميشه به علت پاره‌ای از مشکلات نتوانستيم و نوروز رفت و همه سيزده را به‌در کردند و برگشتند به روال عادی زندگی که تازه ما از راه رسيديم: و به همين دليل در اين نخستين شماره آثاري مي‌بينيد كه بوي بهاريه و عيدانه دارد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دست به دامان فريدون مشيری شديم برای شفاعت٬ به اين شعر زيبايش سوگند پوزرش ما را از اين ديرکرد بپذيريد و باور کنيد هنوز بهار است!&lt;br /&gt;((&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صداي كف زدن لحظه ها&lt;/span&gt;))&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي بال پرستو&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي پاي بهار !&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي شادي گنجشك ها&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي بهار !&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نگاه و ناز بنفشه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تبسم خورشيد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ترانه خواندن باد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جوانه كردن بيد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي بوسه باران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي خنده گل&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صداي كف زدن لحظه ها براي بهار&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9969012-111245283927519984?l=sarvv-page1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9969012/posts/default/111245283927519984'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9969012/posts/default/111245283927519984'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarvv-page1.blogspot.com/2005/04/blog-post_22.html' title='با يك‌ماه تاخير!'/><author><name>writer"s group</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02585092339595622358</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.calcione.com/img/0cabreo/cypress.jpeg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9969012.post-111245224425543088</id><published>2005-04-22T00:00:00.000-07:00</published><updated>2005-04-22T02:27:17.926-07:00</updated><title type='text'>آيا اين نوشته يک سرمقاله است؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;۱.سكه‌ي غربت‌نشيني براي هركس رويي دارد؛ گاه مانند كابوس است و گاه چون رويا... و اگر خاموش، تنها ديده‌ور باشي در كابوسي كه خود را رويا مي‌نماياند گم مي‌شوي، بهترش حل مي‌شوي، مي‌ميري... و فكر مي‌كني زنده‌اي!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; زندگي نمي‌گوييم سخت است اما ساده هم نيست، يا دست كمش براي ما نيست، كه اگر هست براي ديگران است... . چرخ بايد بچرخد و گاه چنان درگير چرخاندن اين چرخ زنگ‌زده مي‌شوي كه همه‌ي زندگي‌ات مي‌شود يك چرخ گردان يا تشبيه بهترش دو سنگ آسياب فرسوده كه زور مي‌زني و زمان مي‌گذاري تا بچرخاني‌اش و خود را در ميانش له كني... و اين آغاز كابوسي است كه براي بسياري رويا مي‌ماند!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و اين ميان براي آنكه گهگاه خود را از ميان دو سنگ سنگين بيرون بكشي، براي آنكه باور كني هنوز زنده‌اي؛ نه تنها به خوردن و آشاميدن و نفس‌كشيدن و زدن نبض و گردش خون در رگان... كه زنده چونان كه باور داري، بايد كاري بكني. كاري كه شايد با گرداندن چرخت جور در نيايد اما چون آب و خوراك، چون نفس نيازمند آني. نياز داري تا سنگري، پناهگاهي يا دست كمش سايه‌اي كوچك -اندازه‌ي يك كف دست- بيابي براي آراميدني كوتاه و از آسياب خاك‌گرفته‌ي كهنه‌ات بيرون بيايي، گرد و خاك از سر و تن بزدايي، نفسي بكشي، خورشيد را بنگري و طبيعت را و با خود بگويي:&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;(( با همه سختي من سخت‌جان‌ترم، هنوز زنده‌ام ، زنده... )).&lt;br /&gt;و اين نخستين انگيزه مي‌شود تا دست به قلم ببري، تا چيزكي بنويسي؛ خوب يا بد، درست يا غلط... هرچه! مهم آن است كه نفس بكشي؛ هرچند نه‌چندان عميق، اما آن اندازه كه براي زنده ماندنت نياز است بسنده است.&lt;br /&gt;۲. ساعتهايمان ديرزماني است از كار افتاده‌اند!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; در اينجا دورتادورمان درياست؛ در جزيره‌ايم... . همانگونه تنها، همانگونه چشم‌انتظار به رخ دادن معجزه‌اي يا ديدن نوري خرد از كشتي‌اي كه در دوردست سينه‌ي آبها را مي‌شكافد تا مسافران خسته‌اش را به مقصد برساند. در جزيره‌ايم، تنها در ميان هزاران تن ديگر، تن‌هايي كه تنهايي خويش را باور ندارند! مي‌نويسيم اما ديگر در بطري نمي‌گذاريم تا در آب بيندازيم. امروز بطري، كامپيوتر يا رايانه‌ است و دريا، درياي بيكران اينترنت... جاي درخت نارگيل هم تا دلتان بخواهد ساختمان بلند است و تير چراغ‌برق!&lt;br /&gt;۳. سيري نوشتيم تنها، سيري نوشتيم تنها براي خود، سيري نوشتيم پراكنده... نويسنده مي‌نويسد تا نوشته‌اش خوانده شود، مي‌نويسد كه حرف بزند، كه شريك شود انديشه‌هايش را، روياهايش را، كابوسهايش را با ديگران... .گفتيم مي‌نويسيم ليك اينبار به جمع.&lt;br /&gt;امروز شمار وبلاگهاي تك‌نفره بيشتر از آن است كه بتوانشان شمرد. مي‌توانستيم يكي از آنان بشويم، تك‌تك و تنها بنويسيم چون گذشته...اما... بهتر ديديم كه اينبار چند دستش كنيم، رنگارنگ چون بهار.امروز شمار ماهنامه‌هاي اينترنتي و وبلاگهاي گروهي كم نيستند و خوشبختانه اين دريا براي همه جا دارد! گفتيم مي‌شويم يكي از آنها؛ نه شايد به پرباري و خوبي ايشان... اما يكي در كنار آنان.&lt;br /&gt;خواستيم مستقل آغاز كنيم اما انديشيديم شروع در دنياي وبلاگي شيرين‌تر است، اين شد كه به اين نشاني آمديم، كلكي سوار كرديم و به اين شكل كه مي‌بينيد در اين سايت گاهنامه‌اي راه انداختيم، گاهنامه‌اي كه اميدواريم در آينده اگر خواننده‌اي داشت و همكاراني جديد به جمعمان اضافه شد و كمبود وقت و پول امانمان داد ماهنامه‌اش كنيم و شايد هفته‌نامه، نمي‌دانيم... تنها مي‌دانيم روزانه شدنش روياي دورودرازي است كه هرگز عملي نخواهد شد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;كوته كلام اينكه: از اينجا آغاز مي‌كنيم و در نخستين مجال به جايگاهي مستقل خواهيم رفت، پس تا آن هنگام: گاهنامه‌ي هستيم در اين نشاني: &lt;a href="http://www.sarvv.blogspot.com"&gt;www.sarvv.blogspot.com&lt;/a&gt;. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;۴. سكوت نخستين پاسخ به اين پرسش بود:(( چه بناميمش؟))&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نامگذاري سخت‌ترين كارهاست. گزينه‌هاي بيشماري پيش رو بود كه اين ميان سرو را بيشتر پسنديديم، كه هميشه سبز است و مقدس، كه يادآور سرو مقدس زرتشت است و نشاني از ايران٬ که نشان آزادگی اين والاترين و امروز دست‌نيافتنی‌ترين خواسته‌ی انسان است. كه براي ما اين جايگاه و اين گاهنامه تنها نشان باقيمانده از سرسبزي و طراوت بهار در اين زمستان سرد و نفس‌بند غربت است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;۵.سياست يا فرهنگ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گفتيم پايه را مي‌گذاريم بر فرهنگ و ادب و هرچه بدان وابسته است. اين به معناي بي‌بو و بي‌خاصيت شدن نيست كه نمي‌شود آنگونه بود. تلاش داريم در اين جايگاه مقاله داشته باشيم، شعر و داستان، نقد و نظر...سياست‌زده نشويم اما به آن بي‌اعتنا هم نباشيم.&lt;br /&gt;۶.سيبي براي همه...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هركس كه اراده كند مي‌تواند در دنياي اينترنت براي خود جايگاهي فردي بسازد، اما گفتيم كه سعي ما بر جمع بودن است و با همين نگاه در را باز مي‌گذاريم و به هركس‌ كه مي‌خواهد و فكر مي‌كند با اين جمع- كه در آينده از نوشته‌هايشان بيشتر خواهيد شناختشان- مي‌خواند، خوش‌آمد مي‌گوييم و از هر نوشته‌اي استقبال مي‌كنيم و از همينجا قول مي‌دهيم كه همه‌ي آثار ارسالي را در برابر ديدگان ديگر خوانندگان قرار دهيم. مميزي نمي‌كنيم. تنها شروطي ساده داريم كه مي‌توانيد در بخش تماس بخوانيدشان. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و...۷. سرسبزي بهار و گاه زايش دوباره‌ي گيهان را خواستيم زماني سازيم براي جوانه زدن اين سرو... .كم و بيش، خوب و بد اين نخستين شماره نخستين تلاشهاست براي سر برآوردن از خاك سرد و يخ‌زده در زمستاني دراز؛ يافتن راهي دراز از ميان سنگ سخت! رستن نياز به نور دارد و آب و غذا. اميدمان به نور راهنمايي شماست. بخوانيد، بي‌پرده نظر دهيد و اگر پسنديديد اين سرو را به ديگران نيز بنمايانيد.نخستين شماره، عيدانه‌ي ما به همه آنان كه دوستان ناشناخته‌ي امروز و آشنايان فردايند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نوروزتان پيروز. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سپاس&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9969012-111245224425543088?l=sarvv-page1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9969012/posts/default/111245224425543088'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9969012/posts/default/111245224425543088'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarvv-page1.blogspot.com/2005/04/blog-post.html' title='آيا اين نوشته يک سرمقاله است؟'/><author><name>writer"s group</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02585092339595622358</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.calcione.com/img/0cabreo/cypress.jpeg'/></author></entry></feed>
